Aug 20

کیهان ولی فقیه، سیمین بهبهانی را هم نواخت

کیهان ولی فقیه در شماره امروز خود، سیمین بهبهانی - شاعر معاصر که روز گذشته درگذشت - را مورد حمایت دربار شاه و عامل جریان‌های ضد دینی عنوان کرد. کیهان نوشت: بهبهانی از جمله شاعران مورد حمایت دربار و از عوامل جریان‌های ضد دینی و حامی فتنه سال 88 به شمار می‌آمد. وی به خاطر سروده‌های مورد پسند محافل غربی مورد توجه دولت‌های غربی قرار گرفته بود. سخنگوی فارسی‌زبان کاخ سفید، چندی پیش و در شرایطی که بهبهانی همچنان در قید حیات بود، برای وی پیام تسلیت فوت صادر کرده بود! در یکی از مبتذل‌ترین اشعار بهبهانی به شنیع‌ترین شکل ممکن روابط جنسی شرح داده شده است. وی در سال 76، به بهانه روز زن، بیانیه‌ای را علیه جمهوری اسلامی خواند که تمام رادیوهای بیگانه و از جمله صدای اسرائیل (به مدت چهار شب) به استقبال و بررسی آن شتافتند. بهبهانی با عضویت در کمیسیون شعر و ترانه، در جهت سیاست‌های فرهنگی رژیم طاغوت قدم برمی‌داشت. گفتنی است این شاعر که پیش از انقلاب مجیزگوی دربار و «انجمن قلم» مورد حمایت فرح بود به واسطه مواضعی که رودرروی «کانون نویسندگان» و شاعران مطرح نظیر فروغ فرخزاد داشت، طی سال‌های اخیرا از گردانندگان اصلی و مروج «کانون نویسندگان ایران» شده بود.
Aug 20

حکومت لومپن ها؛ باز تولید لات‌ها + عکس

خبرگزاری میراث فرهنگی- «چادر گل گلی و کت و شلوار لاتی بپوشید و با لات‌های تهران عکس بگیرید تا یک خاطره خوب بسازید. پنج هزار تومان بدهید می‌توانید با موبایل خودتان هر چقدر دوست دارید عکس بگیرید فقط در توییر و اینستاگرام نگذارید.» این بخشی از برنامه‌ای است در برج میلاد که شهره به نماد ایران بعد از برج آزادی شده است. استقبال از این برنامه کم‌نظیر است؛ تعداد بسیاری از مردان و زنان صف کشیده‌اند تا با کلاه‌مخملی‌‌ها عکس بگیرند. اگر هر سه نفر پنج هزارتومان بدهند، می‌توانند وارد این بازی خاطره ساز شوند. دو ماشین لوکس قدیمی و دو سه تا لات با کلاه شاپو و دستمال یزدی برگردن ایستاده‌اند تا یکی یکی مشتری‌ها با آن‌ها عکس بگیرند.هر چند که در این بخش دیگر غیرت دینی و بحث تفکیک جنسیت چندان جدی گرفته نمی‌شود. زنان بی‌هوا روسری‌هاشان را در می آورند که چادر گل گلی سر کنند و کنار لات‌های آن‌جا ایستاده و عکس بگیرند. در چشمان آن‌ها ذوقی است که انگار با مهمترین مردان تاریخ ایران عکس می‌گیرند. مردانی که باید دوباره به صحنه بیایند و جایشان در تهران خالی است. تولید این خاطره‌ها آیا به معنی بازگشت دوباره کلاه مخملی‌ها به شهر خواهد بود؟ *************************************************
Aug 20

باند ولایت آقای ظریف را به تور نظامی برد

دیگربان: یک روز پیش از برکناری رضا فرجی‌دانا وزیر علوم با رای نمایندگان مجلس٬ تور گردشگری نظامی به دستور علی خامنه‌ای برای محمدجواد ظریف وزیر امور خارجه و معاونان وی برگزار شد. سایت رسمی «وزارت دفاع» گزارش کرده آقای ظریف به همراه معاونین وزارت امور خارجه و روسای نمایندگی‌های ایران در خارج از کشور، از بخش‌های مختلف صنایع دفاعی وزارت دفاع بازدید کرده است. این بازدید در آستانه ۳۱ امرداد «روز صنعت دفاعی» صورت گرفته و محمدجواد ظریف در پایان این بازدید از توان دفاعی و نظامی ایران تعریف و تمجید کرده است. ظریف گفته «بحمدالله حوزه دفاعی و صنایع ما نه تنها برای دفاع کشور، بلکه برای پیشرفت صنایع مختلف نیز، فعالیت‌های عظیم و قابل توجهی را انجام داده است.» وزیر امور خارجه با تقدیر از فعالان عرصه صنعت دفاعی ایران هم افزوده «ملت بزرگ ما این اطمینان را در خود تقویت کرده‌اند که به هیچ کشوری اجازه طمع و نفوذ به مرزهای ایران را ندهند.» دستور برگزاری تور بازدید مقام‌های وزارت امور خارجه از صنایع نظامی ایران ۱۱ تیر ماه از سوی علی خامنه‌ای صادر شده بود. آقای خامنه‌ای افزوده بود: «یکى از مسئولین {محمدجواد ظریف} درباره‌ مسائل نظامى یک نظرى داده بود که خب مطابق واقع نبود؛ بنده گفتم یک تور نظامى براى مسئولین کشور قرار بدهید.» محمدجواد ظریف٬ وزیر امور خارجه ۱۲ آذر ماه سال گذشته در دانشگاه تهران گفته بود «آمریکا می‌تواند با یک بمب، تمام سیستم دفاعی ما را از کار بیندازد» و از سیستم دفاعی ایران نمی‌ترسد. رهبر جمهوری اسلامی ۱۱ تیر ماه همچنین خواستار برگزاری یک «تور علمی» برای رضا فرجی‌دانا شده بود که این تور به دلیل رای عدم اعتماد نمایندگان مجلس به وزیر علوم برگزار نشد.
Aug 20

ایران فقط تا 1453 نفت دارد

وابستگی دیرینه اقتصاد ایران به درآمدهای نفتی در حالی همچنان ادامه دارد که دولت نتوانسته منابع مورد نیاز برای بودجه را از محل دیگری تامین کند و این در حالی است که نفت ایران تا سال 1453 تمام می‌شود. خبرگزاری ایسنا: وابستگی دیرینه اقتصاد ایران به درآمدهای نفتی در حالی همچنان ادامه دارد که دولت نتوانسته منابع مورد نیاز برای بودجه را از محل دیگری تامین کند و این در حالی است که نفت ایران تا سال 1453 تمام می‌شود. بنا به اعلام مراجع رسمی، خاور میانه حدود 78 سال دیگر نفت دارد و در این بین عمر ذخایر نفتی ایران به 60 سال می‌رسد. در این راستا بهمن سلیمانی، معاون اکتشافی مدیریت اکتشاف شرکت ملی نفت ایران با اشاره به رتبه برتر ایران از نظر ذخیره اکتشافات نفتی، گفته که ایران تا 60 سال آینده نفت و تا 200 سال دیگر گاز دارد. وی همچنین اعلام کرد: هم اکنون ایران از نظر ذخیره اکتشافات نفتی در دنیا رتبه برتر دارد، ضمن اینکه در فاصله سال های 2000 تا 2006 و 2006 تا 2012 به ترتیب موفق به کسب رتبه نخست جهانی در زمینه اکتشافات گاز و نفت شد. سلیمانی شانس موفقیت حفاری اکتشافی در ایران را بیش از نرم جهانی اعلام کرد و گفت: هم اکنون شانس موفقیت حفاری اکتشافی در ایران بیش از 70 درصد است، ضمن اینکه در سال 1391 موفق شدیم شانس اکتشاف را با یک رکورد جدید تا 90 درصد ارتقا دهیم. وی افزود: با توجه به اینکه ساختار های زمین شناسی روز به روز در حال پیچیده تر شدن هستند، نیاز به تخصص و کسب مهارت بیش از پیش که با ساختارهای ساده روبه رو بودیم، احساس می شود از این رو انتظار داریم از دوره های آموزشی داخلی و خارجی برای افزایش دانش نیروی انسانی، حمایت شود. سلیمانی نگهداشت نیروهای فنی و ماهر را یکی از دغدغه ها و وظایف مدیریت اکتشاف برشمرد و گفت: در این راستا موظفیم که دانش این نیروها را به روز نگه داریم. لازمه این امر نیز تسهیل روند اعزام نیروها به دوره های آموزشی خارج از کشور است.
Aug 20

خرمای ريگان روی شاخه خشکيد

امسال گرما و توفان شديد و بي سابقه شن در ريگان آه از نهاد نخلداران سرزمين نخلستان‌ها درآورده است؛ امسال تلخي سرنوشت خرما اشک نخلداران ريگان را درآورده است. به گزارش فارس از ريگان، گرماي بي‌سابقه و توفان‌هاي شديد شن در ريگان اشک نخلداران اين شهرستان را در آورد و گرماي سوزان سال جاري وجود اين کشاورزان را سوخت. کشاورزي که يک سال تلاش و فعاليت اکنون دست‌رنج آنها به خرمايي خشک و بدون استفاده تبديل شده و نخلداراني که با مشاهده نخلستان خود فقط اشک مي‌ريزند. به نخلستان‌هاي اين شهرستان مراجعه مي‌کنيم که در سال گذشته در اين زمان فصل برداشت خرماي آنان بود و کشاورزان با شور و نشاط وصف‌ناپذيري خرماي خود را برداشت مي‌کردند، اما اکنون حسرت سال‌هاي گذشته را مي‌خورند. کشاورزي که سال گذشته از صبح زود تا غروب آفتاب محصول شيرين خرماي مضافتي را برداشت مي‌کرد، اما امسال آتش گرما تلخي اين محصول را به وجود آورده است. شهرستاني که در سال گذشته بيش از 35 هزار تن خرما از نخلستان‌هاي آن برداشت شد، امسال پيش‌بيني مي‌شود تنها 15 هزار تن محصول داشته باشد. سرپرست فرمانداري ريگان در اين زمينه در گفت‌وگو با خبرنگار فارس اظهار داشت: گرماي بي‌سابقه و توفان‌هاي شديد شن در ريگان بيش از 600 ميليارد ريال به نخلداران ريگاني خسارت وارد کرد. منصور حسين‌پور تصريح کرد: به دليل عارضه خشکيدگي خوشه‌هاي خرما و آفت کنه تارتن بيش از 60 درصد نخلستان‌هاي اين شهرستان دچار خسارت شدند و بيش از 20 هزار تن محصول خرما ريگان کاهش يافت. وي اذعان کرد: با توجه به اينکه تعداد اندکي از کشاورزان محصول خود را بيمه کردند، امسال دچار خسارات شديدي شدند و لازم است، کشاورزان ريگاني حمايت شوند. سرپرست فرمانداري ريگان بيان داشت: با توجه به اينکه شهرستان ريگان تک‌محصولي و تنها درآمد اهالي اين شهرستان بر پايه کشاورزي است، امسال به نخلداران ريگاني خسارات زيادي وارد شد. مدير جهاد کشاورزي ريگان نيز در اين زمينه در گفت‌وگو با خبرنگار فارس اظهار داشت: عارضه خشکيدگي خوشه‌هاي خرما 30 تا 90 درصد نخلداران شهرستان ريگان را خسارت‌زده کرده است. موسي جلالي افزود: با توجه به اينکه بيمه، 10 درصد هزينه‌ها را پرداخت مي‌کند، امسال فقط دوسوم کشاورزان محصول خود را بيمه کردند و به دليل پرداخت نشدن هزينه بيمه به‌موقع، کشاورزان رغبتي به بيمه محصول خود ندارند‌. مدير جهاد کشاورزي ريگان با توجه به اين فاجعه اقتصادي از ستاد حوادث استانداري کرمان خواستار حمايت از کشاورزان ريگاني شد‌. جلالي گفت: با توجه به بحران خشکسالي و خسارت به محصول خرما در شهرستان ريگان بايد ارقامي ديگر جايگزين خرما مضافتي شود. به گزارش فارس، در شهرستان ريگان سالانه بيش از 35 هزار تن خرما از نخلستان‌هاي اين شهرستان برداشت مي‌شود.
Aug 20

توهين ركيک روزنامه ولی فقیه به وزيرعلوم

بهارنیوز: روزنامه کیهان برای توجیه استیضاح وزیر علوم، ضمن توهین به وزیر، به واژه های "رحم اجاره ای" و "قابله" متوسل شد. کیهان با به کارگیری واژه اهانت آمیز "مهره مسلوب الاختیار" برای فرجی دانا در سرمقاله خود نوشت: آنها که استیضاح مهره مسلوب‌الاختیار سازمان فتنه را دعوای موافق و مخالف دولت یا محل اختلاف دو فراکسیون مجلس جا می‌زنند، اصرار دارند در هر دو صورت برکناری یا ابقای وزیر فاقد صلاحیت، دو فراکسیون انقلابی مجلس و خود مجلس و حتی دولت را بازنده کنند. افراطیونی که صراحتا دولت را رحم اجاره‌ای برای تجدید حیات رفتارهای طفیلی و ساختارشکنانه خود توصیف کرده‌اند، حتما به قابله‌هایی در وزارت علوم و ارشاد و برخی مراکز مشابه نیاز دارند و مطلقا نمی‌توانند نگران کارآمدی و خدمت‌رسانی دولت باشند. حذف حاشیه‌سازان و حامیان ترویج افراطی‌گری از وزارت علوم کمک راهبردی به دولتی است که نمی‌خواهد سم تشنج و تنش به دانشگاه- سنگر پیشرفت علمی کشور- تزریق شود؛ همچنان که حساسیت نمایندگان متدین در این زمینه نشانه سلامت و سرزندگی و کفایت و استقلال مجلس است. نمایندگان محترم مجلس نباید اجازه دهند دغلبازان سیاسی صیانت از اصول انقلاب و خط قرمزهای نظام را به دعواهای قبیله‌ای حیدری- نعمتی فرو بکاهند. اکنون نوبت آزمون مجلس به عنوان خط مقدم صیانت از نظام و کشور است هرچند که دغلبازان اصرار دارند با گشودن انواع جبهه‌های فرعی و انحرافی، نمایندگان را از عمل به مسئولیت شرعی و قانونی بازدارند.
Aug 20

بانوی همیشه بیدار ایران زمین!

شکوه ميرزادگی به سیمین بهبهانی، شاعر و روشنفکر خستگی ناپذیر ِ مبارزه ی مدنی با بیداد و بیدادگری بانوی بزرگوار، برخی نامت را «بانوی غزل ایران» نهاده اند، یعنی تنها به بخشی از بزرگی های تو اشاره کرده اند اما برای من، همچون بسیاری از ایرانی های دیگری که شاهد سال های سال مبارزه ی خستگی ناپذیر تو بوده اند؛ بدون تردید تو بانوی همیشه بیدار ایرانزمین مان هستی. و برای همین دوست دارم اکنون از تو با خود تو بگویم: بانو! درست نیست که کلمه ی مرگ و خاموشی و درگذشت را برایت به کار برد. زیرا باور ندارم که مرده ای، یا خاموش شده ای، و یا درگذشته ای. مرگ از آن کسانی است که جز بدی نکاشته اند، خاموشی از آن کسانی است که با مردن قدرت، شهرت، مقام و یا اندیشه شان تمام می شوند و درگذشت از آن کسانی است که از این جهان گذر کرده اند و دیگر وجود ندارند. تو که هیچ کدام از آن ها نیستی. حضور روشن تو همچون بزرگان خوشنام تاریخ هر سرزمینی، همیشه در کنار مفاهیمی چون آزادی، برابری، مهر، انسان دوستی و وطن دوستی خواهد درخشید و کلام تو می تواند هر گاه که از این مفاهیم نامی در میان آید، از دهان هزاران هزار پیر و جوان سرزمین مان شنیده شود. به راستی کدام زنی در ایران معاصرمان، از هنرپیشه و نویسنده و شاعر گرفته تا سیاستمدار، و فعال حقوق بشر توانسته این همه محبوب باشد که تو هستی؟ و چرا در سرزمین مان، در میان این همه زنان، از وزیر و وکیل گرفته تا همسران رؤسای جمهورها، و تا زنان «بیت» آیت الله ها، از امام شان گرفته تا رهبرشان، با همه ی نیروی تبلیغاتی پشت سرشان، هیچ زنی نتوانسته حتی ذره ای، به جایگاه بلند تو نزدیک شود؟ و چرا میان این همه شاعر، از غزلسرا گرفته تا نوپرداز، دایره ی محبوبیت هیچ شاعری این گونه که دایره ی محبوبیت تو گسترده بوده، وسعت نداشته است. چرا هر گروه و دسته ای، با هر عقیده و مرامی تو را تحسین می کنند و یا برایت احترام قائلند؟ می دانم که رسيدن این همه دارایی ِ انسانی برايت ساده و آسان نبوده است و تو برای به دست آوردن آن از ذره ذره نفس و زندگی ات مایه گذاشته ای: بانو، تو از معدود روشنفکرانی هستی که یک لحظه هم تن به سازش با بیدادگران و همراهان شان ندادی، هرگز کلامی حتی به اشاره در تحسین حاکمان بیدادگر نگفتی، و هرگز در مقابل بی خردی آن ها سکوت نکردی. بانو، تو همیشه در خط مقدم جبهه ی برابری خواهی برای زنان بودی. هر سال روز هشتم مارس، تا وقتی که این گونه ممنوع اش نکرده بودند، در میان انبوه زنان پلاکارد به دست ایستاده بودی. همیشه با شنیدن و دیدن خبرها و عکس هایت دلم می لرزید و می ترسیدم که آزارت کنند. اما تو نه ترسی از پاسدار و بسیجی داشتی و نه از زنان «قهوه ای پوش» بدبختی که علیه خویش مقابل شما ایستاده بودند. حتی وقتی که آزارت هم می دادند، فقط برای ناآگاهی و بدبختی شان دل می سوزاندی. بانو می دیدم که هر کجایی که برای گرفتن حقی می خواندنت، سراپا نشناخته می رفتی. برای گرفتن هر حقی، از تساوی دیه گرفته تا حق سرپرستی بچه ها، تا جلوگیری از چند همسری آقایان و تا سنگسار و هر حق دیگری. می رفتی و چون پيشاهنگ قافله جلوتر از همه حرکت می کردی و هرگز در ملامت بیدادگران و حقیر شمردن شان کوتاه نیامدی. بانو، چقدر از بدپوشی های عمدی و تظاهر به نداری بدت می آمد. خوب می دانستی در سرزمینی که حاکمان اش می خواهند مردم را به اعماق قرون وسطا بکشانند، یکی از راه های مبارزه، حتماً ظاهر امروزی داشتن و با زمان حاضر جلورفتن است. خوب می پوشیدی و گیسوان ات را به عمد نشان می دادی. و لبان همیشه گل رنگ ات لرزه بر تن سیاهدلان می انداخت. گفته بودی عمد داری که همیشه لبانت را قرمز کنی؛ از آن هنگام که لب های سرخ زنان را در خیابان ها با تیغ خط انداختند تو لب هایت همیشه سرخ بود؛ همانگونه که زبانت سرخ بود اما هیچ کسی جرات نکرد سر سبز تو را بر باد دهد؛ زیرا می دانستند که چه خیل عظیمی از انسان ها در سراسر جهان تو را تحسین می کنند. بانو، در سخت ترین شرایطی که بر تو تحمیل می کردند، تو بزرگوارنه و سخاوتمندانه ایستادی. هرگز، بسان ورشکستگان، مظلوم نمایی نکردی، برای بزرگ نمایی به کوبیدن و اتهام زدن به دیگران برنیامدی، از نام و یاد دیگران برای جلب توجه استفاده نکردی، ناله و شیون نکردی، همیشه شجاعانه ایستادی و جوانانه از عشق گفتی، از شجاعت گفتی، از مهربانی گفتی و انرژی برخاستن و اميد دوباره ساختن وطنی را که در چنگ ویرانگران پر پر می زند در جان پیر و جوان پراکندی. بانو، تو عاشقانه وطنت، این «دیار روشن»، را دوست داشتی، تاریخ آن را خوب می دانستی و خوب دریافته بودی که این «بی آبرویان» سايه ی شوم کدام انحطاط فرهنگی عظیمی را بر سراسر سرزمین مان فرو افکنده اند. تو هر کجایی که سخن گفتی و نوشتی نشانه های این انحطاط را برشمردی. و نگذاشتی که جوان ها فراموش کنند که باید خودشان را از این انحطاط فرهنگی بیرون بکشند. تو به آن ها آموختی که تنها «چشمان روشن» آن هاست که می تواند «در شام تیره ی سرزمین مان» فانوس روشنی بخش باشد. وقتی سال 2006، در مراسمی که به مناسبت سالگرد تولدت در واشنگتن برپا بود، دیدمت، زیبایی با شکوه و دلنوازت مبهوتم کرد. یک بار در آغاز جوانی و وقتی تو سی و سه چهار ساله بودی دیده بودمت. باورم نمی شد که کسی در هفتاد و شش هفت سالگی اش آن همه زیبا باشد. رشد حیرت انگیز تو در ادبیات و شعر از جوانی به پیری قابل باور بود چرا که همیشه تلاش مدام برای ساختن خویش و زمان در ساختن انسان های بزرگ کارآ بوده اما باورم نمی شد که کسی هر چه پیرتر می شود جوان تر و زیباتر شود. آن روزها همزمان بود با اوج تلاش هایی که ما، برای نجات محوطه های تاریخی پاسارگاد و جلوگیری از آبگیری سد سیوند داشتیم، و تو وقتی شعر زیبای «به امضای دل» را خواندی* دریافتم که این زیبایی حیرت انگیز و جوانی جاودان، و این همه دارایی های دیگر انسانی که تو به دست آورده ای، برگرفته از اکسیر و جوهر همان «مهر»ی است که در فرهنگ ایران زمین است. از همان خورشید خاموش نشدنی، و از همان آتشکده هایی است که هنوز در گوشه گوشه ایران، و زیر خاک ها در انتظار روشن شدنی دوباره هستند. و تو از آن اکسیر به فراوانی نوشیده بودی. بانو، تو به جوان ها آموختی و در دهان شان گذاشتی که برای تابیدن خورشید مهرآفرین بر سرزمین مان، و برای روشن شدن آن آتشکده ها، دوباره وطن را بسازند. بانو، برخلاف برخی از آدم های سرشناس که به دلیل کارها و آثارشان در سال هایی از عمرشان به شهرت و محبوبیت می رسند، اما در سال های پایانی عمر خود آن را به درهمی و یا به شادمانی و رفاهی گذرا، و یا به یک بی خردی می فروشند، تو به قول ضرب المثل قدیمی مان، «عاقبت به خیر شدی» یا، با کلامی امروزین، ماندگار شدی. بانو، بدون تردید تو سمبل زن ایرانی ما هستی، زنی که با نابرابری، با خشم و بی مهری، با توحش و جنگ، و با هر آنچه غیر انسانی است در حال مبارزه ای شریف و مدام بوده است.با قلمی که: «بر دیوار آویختن آن را» نمی طلبد، و با «سلاح شیرین»ی که «کار خون ریختن» نمی خواهد.
Aug 19

قنل کارگر؛ شناسایی ماموران از لیست سابقه‌دارها

شناسایی ماموران خاطی از بین لیست سابقه‌دارها ابوالفضل (پسر کارگری که بدست ماموران شهرداری به قتل رسید) تاکید می‌کند که چهره همه طرفین درگیری را کاملا به خاطر دارد و می‌گوید که در آگاهی شاپور به او لیست سابقه‌دارها را نشان دادند و از بین آنها ماموران را شناسایی کرده‌اند. ***** دو نمونه از کامنت های کاربران انیترنتی در ایران در مورد خبر قتل کارگری که با ضربات پنجه بوکس ماموران شهرداری در تهران کشته شد: - اینجا یه بیگناه رو میکشند اونوقت تلویزیون سه روزه سیاه پوست آمریکایی رو نشون میده!!! - با این همه منابع مردم باید چنین فرجامی داشته باشند، نخاله و آشغال جمع کردن و نهایتا مرگ؟ *** روایت مرگ کارگر نخاله‌جمع‌کن از زبان خانواده‌ بهارنیوز: خانه‌اش در جنوب شهر است، با پدر و مادرش زندگی می‌کرده و چهار فرزند دارد. خیاط بوده اما دو ماه است که برای روزی 70-80 هزار تومان، با وانت نخاله‌ها را از فروشنده‌ها می‌گرفته و برای رئیسش می‌برده است؛ مرحوم چراغی 41 ساله البته هیچ فکر نمی‌کرده که این تغییر شغل دستش را اینطور از دنیا کوتاه کند. امروز بعدازظهر (سه شنبه) معصومه آباد - رییس کمیته ایمنی شورای شهر تهران به همراه مجتبی عبداللهی - معاون خدمات شهری شهردار تهران، برای دلجویی از خانواده مرحوم علی چراغی به خانه او رفت. خانه‌ای در جنوب تهران واقع در محله نعمت‌آباد؛ که البته خانه پدری مرحوم چراغی است، زیرا به گفته همسر مرحوم، آن‌ها پول پیش برای اجاره خانه نداشته‌اند و این خانه را نیز با 20میلیون تومان، در رهن نشسته‌اند. تمام اهالی محله که گفته می‌شود شغل اکثر آنها جمع‌آوری ضایعات توسط وانت است، از این حادثه باخبراند. حجله مرحوم چراغی سر خیابان و مقابل خانه‌اش دیده می‌شود. خانواده داغدار مرحوم چراغی امروز متوجه شدند که میهمانانی از شورای شهر دارند. پس از ورود معصومه آباد، چهار فرزند مرحوم در مقابلش قرار گرفتند و ماجرای از دست دادن پدرشان برای او تعریف کردند. ابوالفضل فرزند 14 ساله آن مرحوم روز حادثه در کنار پدرش بوده است. او تعریف می‌کند که داخل ماشین آنها بلندگو نبوده و زمانی که آنها در منطقه 4 با وانت تردد می‌کرده‌اند توسط ماشینی که آرم شهرداری داشته، تعقیب می‌شوند و بعد خودرو شهرداری جلوی ماشین آنها را می‌گیرد. وی اضافه می کند: "پدرم گفت توی ماشین بمانم"و خودش به درخواست آنها پیاده شد. افراد که توی ماشین شهرداری بودند، به پدرم گفتند "بیجا کرده‌ای که در منطقه ما دوره‌گردی می‌کنی". پدرم گفت "پشت وانت من باری نیست و من کاری نکرده‌ام". آنها به پدرم گفتند که "به دنبال ما بیا تا به شهرداری برویم". اما او قبول نکرد و گفت "من جایی نمی‌روم تا زمانی که پلیس 110 بیاید و هرچه پلیس دستور داد همان را اجرا می‌کنم". ابوالفضل با صدای رسا و کمی عصبانی ادامه می‌دهد که " آن افراد به پدرم فحش می‌دادند و زمانی که درگیری بالا گرفت صندلی را بالا دادند و پنجه بوکس را برداشتند و آن را مشت کرده و به سر پدرم زدند. وقتی پنجه بوکس به سر پدرم اصابت کرد، پدرم افتاد. ما به اورژانس زنگ زدیم و 40 دقیقه برای آن صبر کردیم تا اینکه پدرم را به بیمارستان امام حسین (ع) بردند". ابوالفضل می‌گوید: "پس از آنکه پدرم روی زمین افتاد و بیهوش شد ماموران پیمانکاری شهرداری اول فکر کردند اتفاقی نیفتاده و پدرم ادا در می‌آورد، ولی بعد فرار کردند". همسر مرحوم، که خانه‌دار است، به معصومه آباد، می‌گوید: حتی اگر همسر من در درگیری ناسزا گفته باشد چه کسی به ماموران پیمانکار شهرداری اجازه داده پنجه بوکس و گاز اشک‌آور در ماشین داشته باشند. من از همسرم دفاع می‌کنم تا دیگر اینگونه اتفاقات نیفتد و کسی بیگناه کشته نشود. همسر من به دنبال یک لقمه نان حلال هرچند کم، بود. شناسایی ماموران خاطی از بین لیست سابقه‌دارها ابوالفضل تاکید می‌کند که چهره همه طرفین درگیری را کاملا به خاطر دارد و می‌گوید که در آگاهی شاپور به او لیست سابقه‌دارها را نشان دادند و از بین آنها ماموران را شناسایی کرده‌اند. راننده دستگیر شده است، اما چون این اتفاق دسته‌جمعی رخ داده باید همه آنها شناسایی شوند. مادر مرحوم چراغی با لهجه غلیظ ترکی خطاب به معصومه آباد، می‌گوید: "من ناراحت نیستم. فقط از این ناراحتم حتی اگر فرزندم فیلم بازی کرد و خود را روی زمین انداخته، چرا او را به بیمارستان نبردند؟ طبق اظهارات خانواده مرحوم زمانی که اورژانس برای بردن مرحوم چراغی می‌آید، گفته می‌شود که باید به پلیس 110 زنگ بزنیم تا آنها صورت جلسه کنند. همسر مرحوم می‌گوید که پس از روز حادثه هیچ‌کس نیامد از ما بپرسد که همسرتان زنده یا مرده است و شهردار منطقه هم می‌گوید به ما ربط ندارد. مگر اینها مامور شهرداری نبودند؟ چرا موضوع را به گردن نمی‌گیرند؟ دختر بزرگ مرحوم چراغی دانشجوی ترم اول رشته حسابداری است و مادرش با نگرانی می‌گوید حالا ما با چه هزینه‌ای او را به دانشگاه بفرستیم؟ فرزند کوچک مرحوم چراغی دختری سه ساله است و دو پسر دیگر مرحوم نیز نوجوان هستند. 18 میلیون تومان هزینه بیمارستان مرحوم چراغی بر اساس اظهارات خانواده متوفی، پس از آنکه حادثه در پنجشنبه هفته گذشته اتفاق می‌افتد، مرحوم چراغی ابتدا به بیمارستان امام حسین (ع) منتقل می‌شود، اما این بیمارستان تخت خالی در آی‌سی‌یو نداشته است و سرانجام مرحوم با پیگیری خانواده به بیمارستان نورافشار منتقل می‌شود. حسین چراغی برادر مرحوم چراغی می‌گوید که جمعا 18 میلیون تومان هزینه برای برادرش کرده‌اند. او خودش را دستیار پرستار در بیمارستان آتیه معرفی می‌کند و ادعا دارد: بیمارستان امام‌حسین(ع) 600 تخت دارد ولی 20 تخت برای آی‌سی‌یو در نظر گرفته شده است. برادر من 4 شب بیمارستان بود و من مدام می‌گفتم که حال او بد است اما کسی توجه نمی‌کرد و حتی تخت او خونی شده بود اما تعویض نمی‌شد. به گفته برادر مرحوم چراغی "از آنجایی که متوفی در یک دعوا آسیب می‌بیند، بیمارستان امام حسین (ع) پذیرش او را بدون هزینه قبول نمی‌کند و برادر مرحوم می‌گوید که 9 میلیون تومان در این بیمارستان هزینه کرده است". وی مدعی می‌شود: "اگر شهرداری اعلام کرده که مقصر پیمانکار است و واقعا به آنها ارتباطی ندارد، چرا روز شنبه (دور روز بعد حادثه) دو نفر با کت و شلوار از ناحیه 4 آمدند و به برادر دیگرم 5 میلیون تومان پول دادند. من به برادرم گفتم بگذار این هزینه‌ها پای خودمان باشد. اگر می‌گویند این حادثه به ما مرتبط نیست چرا پنج میلیون تومان به ما کمک می‌کنند؟" به گفته برادر مرحوم از همان روز تاکنون دیگر از سوی شهرداری ناحیه بازدیدی از آنها صورت نگرفته است. برادر مرحوم می‌گوید چرا این چهار نفر پیدا نمی‌شوند و مگر نه اینکه آنها جزو پرسنل پیمانکار شهرداری بوده‌اند؟ عبداللهی - معاون خدمات شهری نیز، تاکید می‌کند که منطقه آدرس و اطلاعات افراد خاطی را ندارد، چراکه همکاری ماموران با پیمانکاری دائم نیست. آباد نیز می‌گوید: عوامل حادثه نیروهای ثابت نیستند. اما پیمانکار به کلانتری گزارش داده و مسوولیتش را هم قبول کرده است. مراحل بعدی دادگاهی طی خواهد شد و این افراد به سزای اعمال خود می‌رسند. ما نیز از باب دلجویی و به عنوان نماینده مردم آمدیم و شهرداری هم حتما پیگیری انجام خواهد داد. عبداللهی ضمن تائید اظهارات آباد خطاب به خانواده متوفی می‌گوید: "پیمانکار قبل از فوت متوفی خود را معرفی کرده و حتما کارگرها هم پیدا می‌شوند. ما برای دلجویی و ابراز همدردی آمده‌ایم. شهرداری هم برخورد لازم را انجام خواهد داد و قانون به این موضوع رسیدگی می‌کند. شورا و شهرداری هم هرکار بتوانند انجام می‌دهند و برای احقاق حق شما و حل مشکلات کوتاهی نمی‌کنند". او ادامه می‌دهد: "شهرداری از این موضوع ناراحت است. شخص شهردار تهران هم از این موضوع ناراحت است و اعضای شورای شهر هم همین‌طور. این اتفاق پیش آمده و از قبل تعیین شده نبوده است. درگیری صورت گرفته و آن افراد بی‌عقلی کرده‌اند و درگیری فیزیکی صورت گرفته است. ما هم ناراحتیم و هم از این موضوع تاسف می‌خوریم". خانواده مرحوم چراغی تاکید می‌کنند که بیشتر از این موضوع ناراحتند که چرا افراد خاطی هنوز پیدا نشده اند و به علاوه چرا در بیمارستان امام حسین(ع) به بیمار آنها رسیدگی لازم نشده است. رئیس کمیته ایمنی شورای شهر تهران، در پایان این دیدار در پاسخ به ایسنا، گفت: قطعا یکی از اشکالات انتخاب نادرست ماموران سد معبر بوده است و ماموران سدمعبر باید ویژگی‌های لازم را داشته باشند و نباید از افراد شرور و سابقه‌دار انتخاب شوند. شهرداری باید گزینش‌های لازم را انجام دهد و شرط و شروط بگذارد و پیشینه افراد را بررسی کند. مرحوم چراغی در یک درگیری که می توانست مسالمت‌آمیز برطرف شود، جان خود را از دست داده و خانواده‌ای که به او احتیاج داشتند را تنها گذاشته است، حالا خانواده وی جدای از هزینه درمان مرحوم چراغی که برایشان سنگین است به دنبال پیدا شدن چهار مقصر این حادثه هستند تا شاید با مجازات این افراد حوادثی از این دست کمتر رخ دهد.
Aug 19

رژیم ایران و غرب؛ پوتین چه در سر دارد؟

مسکو تایمز: ائتلاف با رژیم ایران، کارت برنده مسکو در رویارویی با غرب است. این روزنامه در یاداشتی نوشته است که اتحاد مسکو با رژیم تهران، کارت برنده‌ای برای کرملین است. به گزارش خبرگزاری فارس، مسکو تایمز در یادداشتی به قلم «جاش کوهن» افسر سابق وزارت امور خارجه آمریکا، با اشاره به راه‌های زیادی که روسیه برای پاسخ به تحریمهای غرب در دست دارد به نقش ایران بعنوان متحد روسیه و مهمترین کارت بازی روسیه در برابر غرب می‌پردازد و می‌نویسد علاوه بر ممنوعیت واردات مواد غذایی از اروپا و آمریکا، تحریم ورود خودروهای خارجی نیز ممکن است در دست اقدام باشد. رئیس‌جمهور پوتین همچنین می‌تواند با قطع طولانی مدت گاز اوکراین و ایجاد تنش در ایالتهایی که جمعیت روس تبار دارند مانند استونی و لتونی با غرب تسویه حساب کند اما شاید مخربترین گام پوتین دربرابر منافع غرب، تضعیف گروه 5+1 (5 عضو شورای امنیت سازمان ملل بعلاوه آلمان) در مذاکرات هسته‌ای ایران با هدف محدودسازی برنامه اتمی ایران باشد. مسکو تایمز با یادآوری اینکه باوجود گذشت شش ماه از گفتگوهای ایران و غرب، هنوز توافقی حاصل نشده و هنوز فاصله بین مواضع دوطرف باقیست به آثار تحریم‌ها اشاره کرده و نوشته است که با این حال روسیه هرگز در منزوی کردن ایران بطورکامل با غرب همگام نبوده و مسکو درباره بازی با «کارت ایران» به غرب هشدار داده است. «سرگئی ریابکوف» معاون وزیرخارجه روسیه، پس از نشست ماه مارس گروه 5+1 در ژنو گفت: «ما علاقه‌ای به استفاده از این گفتگوها به عنوان اهرم بازی برای بالابردن شرایطمان را نداریم...ولی اگر مجبور به اینکار شویم، این اهرم را به تلافی بکار خواهیم بست.» ریابکوف در ادامه با گفتن اینکه «پیوست دوباره کریمه به روسیه در برابر آنچه در مسئله ایران با آن مواجهیم قابل مقایسه نیست»، به تفاوت دیدگاه روسیه و غرب درباره ارزیابی خطر ایران هسته‌ای اشاره می‌کند. مسکو تایمز در ادامه با عنوان اینکه ایرانیان به خوبی می‌دانند که بحران اوکراین موقعیت آنها در مذاکرات را قوت می‌بخشد به نوشته اخیر حسین موسویان، عضو پیشین تیم مذاکره‌کننده هسته‌ای ایران اشاره میکند: «منطق می‌گوید روسیه از کارت هسته‌ای ایران _در برابر غرب_ بهره خواهد برد. افزایش روابط نزدیک ایران و روسیه می‌تواند به پاداش اقتصادی بزرگی منجر شود.» مسکو‌تایمز در ادامه می‌نویسد: «مسکو برای بازی ’کارت هسته‌ای موسویان’ با امضای یادداشت تفاهم با تهران برای پیاده‌سازی «نفت در برابر کالا» به ارزش 20میلیارد دلار گام‌های ملموسی برداشته است.» «کلیف کوپچان» متخصص حوزه روسیه در گروه اورآسیا در یادداشتی در مجله تایم درباره توافق نفت در برابر کالا می‌نویسد «(این توافق) به ایران اعتماد به نفسی می‌دهد که بتواند موضع سخت‌تری در مذاکرات بگیرد. محافظه‌کاران اکنون دلایل قابل قبول‌تری دارند که ثابت کنند اقتصاد ایران درصورت شکست مذاکرات می‌تواند جان سالم به در ببرد.» مسکوتایمز در ادامه گزارش به پاسخ ایالات متحده به معامله نفت در برابر کالا و تهدید روسیه به تحریمهای بیشتر اشاره می‌کند و از «دیوید کوهن» معاون وزارت خزانه‌داری در تروریسم و اطلاعات مالی اینگونه نقل می‌کند که «تقریبا قطعی است که تمام نهادهای درگیر در معامله خود را در معرض تحریم ایالات متحده و احتمالا دیگران قرار خواهند داد.» اما معامله نفت در برابر کالا تنها راه روسیه برای تضعیف غرب در برابر ایران نیست. روسیه و ایران در حال توافق برای ساخت رآکتور دیگری برای ایران توسط روس‌اتم، شرکت انرژی دولت روسیه هستند. بدین ترتیب ایران با ساخت رآکتور جدید نیازش به سوخت هسته‌ای افزایش یافته، مجوز غنی‌سازی میزان بیشتری اورانیوم در خاک خود را بدست خواهد آورد. مسکوتایمز در خاتمه با اشاره به قرارداد امضا شده میان روسیه و ایران برای تامین سامانه ضدهوایی S-300 و تعلیق تحویل این سیستم‌ها در سال 2010 در پاسخ به خواست ایالات متحده، می‌نویسد «پوتین به تلافی اقدامات غرب می‌تواند با فروش این محموله توازن نیروها در خاورمیانه را برهم زند» و در ادامه با اشاره به تهدید نتانیاهو، نخست وزیر اسراییل در اجلاس سال گذشته سازمان ملل، مبنی بر حمله هوایی به تاسیسات هسته‌ای ایران از کوپجان نقل می‌کند که S-300 «کارت بازی روسیه است ... S-300 می‌تواند بازی را تغییر دهد زیرا توان اسراییل در حمله به ایران را کاهش می‌دهد.» اگر روسیه محمولهS-300 را به ایران تحویل دهد اسراییل ممکن است پیش از نصب تجهیزات به ایران حمله کند و ایران هم به تلافی تنگه هرمز را ببندد یا به میدان‌های نفتی متحدین ایالات متحده مانند کویت و عربستان سعودی حمله کند و این امر _اگر نگوییم جهان_ خاورمیانه را در بحران اقتصادی فرو خواهد برد.
Aug 19

املاک شهرداری در اختیار اشخاص قرار گرفته

عباس جدیدی، معاون نظارت شورای شهر تهران در گزاش عمکلرد این معاونت در یک ساله گذشته اعلام کرد تعداد قابل ملاحظه‌ای از املاک و مستغلات شهرداری تهران در اختیار اشخاص حقیقی و حقوقی قرار گرفته که باید نسبت به تعیین تکلیف آنها اقدام شود. خبرگزاری میراث فرهنگی – گروه شهری – معاون نظارت شورا با اشاره به بخشی از فعالیت‌های این معاونت اضافه کرد: در حوزه شهرسازی و معماری پیگیری‌های انجام شده توسط این معاونت و کمیسیون شهرسازی و باعث شد معاون شهرسازی شهردار تهران با صدور بخشنامه‌ای بر لزوم عملکرد شورای معماری مناطق طبق طرح تفضیلی شهر تهران و نیز لغو تمامی مصوبات و بخشنامه‌های قبلی تاکید کند. جدیدی با اشاره به اینکه پس از ابلاغ این بخشنامه، حوزه نظارت شورا برای بررسی انطباق تصمیم‌های شوراهای معماری مناطق 114 پرونده در مناطق 12 و 14 را بررسی کرده است، گفت: متاسفانه در بررسی‌ها مغایرت‌های متعددی مشاهده و این موضوع باعث زیر سئوال رفتن فرایند اجرای طرح تفصیلی خواهد بود. جدیدی همچنین با اشاره به لزوم ساماندهی اموال و املاک شهرداری تهران، اضافه کرد: پرداخت‌نشدن مطالبات کامل شهروندان از املاک در شهر یکی از مشکلات قدیمی و مسئله‌ساز شهرداری تهران است ضمن اینکه اولویت‌بندی طرح‌ها و نحوه عملکرد مناطق در برخورد با املاک و اراضی در طرح، مشکلات را تشدید کرده است. معاون نظارت شورای شهر تهران پیشنهاد کرد: شورای شهر تهران به طور جدی در بودجه سال آینده به تملک املاک واقع در شهر و پرداخت مطالبات شهروندان ورود کند و شهرداری مطالبات معوقه را در زمان‌بندی مشخص در چارچوب بودجه سالانه تعیین تکلیف کند. جدیدی با اشاره به ارائه طرح ساماندهی اسناد و املاک شهرداری تهران از سوی معاونت امور نظارت شورای شهر تهران ادامه داد: لزوم ساماندهی و شناسایی املاک شهرداری تهران از جنبه حفظ و صیانت از اموال شهروندان و نیز استفاده بهینه از املاک و مستغلات و شفاف‌سازی فرایند تهاتر و فروش املاک شهرداری تهران قابل توجه است و به همین منظور طرح ساماندهی املاک شهرداری در دستور کار قرار گرفته است. معاون نظارت شورای شهر با اشاره به ساماندهی قراردادهای منعقده با پیمانکاران و نظارت برارائه‌دهندگان خدمات غیر مستقیم به شهروندان از دیگر محورهای معاونت نظارت شورای شهر تهران محسوب می‌شود، اضافه کرد: به رغم صراحت قانون درباره رعایت ضوابط سازمان مدیریت برنامه‌ریزی و نظارت راهبردی در تعیین صلاحیت پیمانکاران است اما متاسفانه شهرداری تهران بجای پذیرش نظام رتبه‌بندی پیمانکاران که در آن صلاحیت پیمانکاران و نیز ظرفیت ارجاع کار آنان تعیین شده است رأساً پیمانکاران و شرکت‌های عمرانی، خدماتی و مشاوران را رتبه بندی می‌کند. به گفته جدیدی این فرایند خلاف قوانین و مقررات بوده و ظرفیت ارجاع کار به پیمانکاران نیز مشخص نمی‌شود، به عنوان در مواردی کل امور نگهداری فضای سبز و جمع‌آوری زباله چند منطقه بدون توجه به دارا بودن صلاحیت و نیز ظرفیت ارجاع کار به یک شرکت واگذاری شده است.